السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
457
تفسير الميزان ( فارسي )
كه در دنيا كردند از تنشان در نمىآيد ، به خلاف اهل بهشت كه وقتى تلاش خود را سودمند مىيابند خستگى از تنشان بيرون مىآيد ، چون انسان هر تلاشى كه در دنيا مىكند به منظور تامين سعادت خود مىكند ، منظورش اين است كه به هدف خود نائل آيد ، و دوزخيان در قيامت مىبينند كه آنچه در دنيا تلاش كردند بىنتيجه مانده و خردلى سودمند نبوده ، هم چنان كه در جاى ديگر فرموده : « وَقَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناه هَباءً مَنْثُوراً » « 1 » ، در نتيجه از اعمالى كه داشتند چيزى به جز خستگى عايدشان نمىشود ، به خلاف اهل بهشت كه از سعى و عمل خود راضيند ، چون همه به صورت بهشت و راحتى مبدل گشت . بعضى « 2 » گفتهاند : مراد از جمله مورد بحث اين است كه اهل دوزخ در دوزخ عمل مىكنند و خسته مىشوند ، چون دوزخ محل انواع شكنجه ها است ، يكى از انحاى شكنجه كار بدون مزد و نتيجه كردن و خسته شدن است . بعضى « 3 » ديگر گفتهاند : مراد اين است كه دوزخيان به نافرمانى خدا عمل مىكنند ، و در آتش قيامت خسته مىشوند . * ( « تَصْلى ناراً حامِيَةً » ) * يعنى ملازم آتشى هستند در نهايت درجه حرارت . * ( « تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ » ) * يعنى از چشمه اى مىنوشند كه در نهايت درجه حرارت است . « ليْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ لا يُسْمِنُ وَلا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ » بعضى « 4 » گفتهاند : « ضريع » نام نوعى از تيغها است كه به آن « شبرق » هم مىگويند ، و اهل حجاز آن را وقتى خشك شد ضريع مىنامند ، و ناگوارترين و تهوعآورترين گياه است كه هيچ حيوانى آن را نمىخورد ، و شايد ناميدن آنچه در آتش است به نام ضريع ، صرفا از نظر شباهت در شكل و خاصيت بوده باشد . * ( « وُجُوه يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ » ) * كلمه « ناعمه » يا از « نعومة » است ، پس عبارت آيه كنايه است از بهجت و سرورى كه از باطن به ظاهر انسان سرايت مىكند ، و هر بيننده را از مسرت باطنى با خبر مىسازد ،
--> ( 1 ) به اعمالى كه آنان در دنيا كردند مىپردازيم و همه را هيچ و پوچ مىكنيم . سوره فرقان ، آيه 23 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 478 . ( 3 و 4 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 479 .